تمایزات دیدگاه سروش با ابن عربی در وحیانی الفاظ قرآن
13 بازدید
موضوع: تفسیر

درباره چگونگی‌ نزول‌ قرآن چهار دیدگاه مطرح است:

 یکم. نزول‌ لفظی‌ (دیدگاه رائج)؛

دوم. نزول‌ معنایی‌ (دیدگاه برخی متکلمان مثل ابن کلاب)؛

سوم. انكار نزول‌ (قرآن‌ محصول‌ تجربه‌ دینی‌ پیامبر/دیدگاه سروش)؛

چهارم. نزول‌ حقیقت‌ مجرده قرآن‌ (تفسیر عرفانی/دیدگاه ابن عربی).

طبق دیدگاه ابن عربی حقیقت قرآن بسیط است و تفصیل آن با قوه خیال نبی صورت می پذیرد. ابن عربی نزول‌ قرآن‌ بر قلب‌ پیامبر را غیر قرآن‌ ظاهر در زبان‌ حضرت‌ می‌داند و تصریح‌ می‌كند كه‌ قوه خیال‌ نبی‌ است‌ كه‌ به‌ قرآن، صورت‌ حرفی‌ و صوتی‌ می‌دهد: «ظهر في القلب أحدي العين فجسده الخيال و قسمه فأخذه اللسان فصيره ذا حرف و صوت.» (الفتوحات المكية(اربع مجلدات)، ج‏3، ص: 108) در این عبارت قوه خیال وظیفه تجسید و مجسد نمودن قرآن عقلی را بر عهده دارد. 

آنچه مهم است تفاوت دیدگاه سوم و چهارم است تا روشن شود که میان دیدگاه سروش و ابن عربی تفاوت از زمین تا آسمان است. میان این دو دیدگاه چند تفاوت عمده وجود دارد:

1.طبق دیدگاه سروش حقیقت‌ وحی‌ یك‌ نوعی‌ حالت‌ روانی، كشفی، و مواجهه‌ با مقام‌ الوهی‌ است‌ (تجربه دینی). فاعل‌ تجربه، نتیجه‌ تجربه خود را پس‌ از بیداری، باز می‌گوید. بر این‌ اساس، هیچ‌ گزاره‌ای‌ از سوی‌ خداوند به‌ صورت‌ وحی‌ به‌ پیامبر ابلاغ‌ نشده؛ بلكه‌ وحی‌ و قرآن‌ تفسیر پیامبر از تجربه‌ دینی‌ خود است (ر.ک: سروش، بسط تجربه نبوی، ص 20 و 21). اما طبق دیدگاه ابن عربی قرآن‌ مجید حقیقتا از جانب خداوند نازل شده است.

2.سروش در نظریه تجربه دینی به‌ پیشینه‌ عقلی‌ و مثالی‌ قرآن‌ معتقد نیست‌ و كلام‌ قرآن‌ را به‌ پیامبر نسبت‌ می‌دهد كه‌ آن‌ حضرت‌ پس‌ از تجربه دینی‌ خود در این‌ دنیا و پس‌ از بیداری، الفاظ‌ قرآن‌ را تألیف‌ می‌كند. اما طبق دیدگاه ابن عربی قرآن وجود پیشین‌ عقلی‌ دارد. وجود بسیط‌ آن‌ كه‌ معارف‌ ناب‌ است، نخستین‌ بار در حضرت‌ علمیه‌ و مقام‌ واحدیت‌ یافت‌ می‌شود كه‌ از شؤ‌ون‌ ذاتیه‌ و حقایق‌ علمیه‌ حضرت‌ حق‌ تعالی‌ است. پس‌ از خلقت‌ صادر اول‌ (حقیقت‌ محمدیه)، و مواجهه‌ روح‌ قدسی‌ پیامبر اسلام با حضرت‌ علمیه‌ و نظر به‌ آن، حقیقت‌ مجرد و طور نخست‌ قرآن‌ مخزون‌ در حضرت‌ علمیه‌ بر حضرت‌ منكشف‌ و به‌ تعبیری‌ منتقل‌ می‌شود.

3.لازمه‌ صریح‌ دیدگاه‌ سروش تأثر تجربه دینی‌ و در نتیجه‌ انفعال‌ وحی‌ و قرآن‌ از محیط‌ و اقلیم‌ است. (ر.ک: سروش، بسط تجربه نبوی، ص 20 و 21). اما طبق دیدگاه عرفانی اگر در قرآن‌ به‌ فرهنگ‌ زمانه‌ عربستان‌ مانند نام‌ بردن‌ از میوه‌های‌ آن‌ مثل‌ زیتون‌ و انجیر اشاره‌ شده‌ است‌ (سوره‌ تین)، نه‌ به‌ سبب‌ تأثر قرآن‌ از آن، بلكه‌ به‌ دلیل‌ این‌ است‌ كه‌ پیش‌تر در قرآن‌ عقلی، همه‌ چیز به‌ صورت‌ ردیفی‌ و ترتیبی‌ از حیث‌ زمان‌ و مكان‌ مشخص‌ بوده‌ و نزول‌ آیات‌ بر حسب‌ شأن‌ نزول‌ها در حقیقت‌ به‌ سبب‌ تطابق‌ با آن‌ حقیقت‌ غیبی‌ و قرآن‌ مجید است.

4. لازمه دیدگاه‌ سروش این‌ است‌ كه‌ وحی‌ بیرونی، فرشته‌ و آیات‌ بیرونی‌ و آسمانی‌ در بین‌ نباشد. اگر تجربه‌گر، یعنی‌ پیامبر، صدایی‌ را می‌شنود یا صورت‌ فرشته‌ای‌ را می‌بیند، این‌ خیال‌ است‌ و به‌ تعبیر خود طر‌احان‌ «وانمود می‌شود»، یا «گویی» است. (همان، آفتاب: شماره‌ 15، ص‌ 72). در حالی که ابن عربی اینگونه نمی اندیشد. حقیقت‌ محمدیه‌ در مواجهه‌ نخستین‌ خود با حضرت‌ حق‌ تعالی‌ صورت‌ عقلی‌ قرآن‌ را از حق‌ تعالی‌ در همان‌ مرحله‌ دریافت‌ كرده‌ است، سپس‌ جبرئیل‌ آن‌ حقیقت‌ غیبیه‌ را به‌ صورت‌ وجود عقلی‌ یا مثالی‌ به‌ نفس‌ دنیایی‌ پیامبر انتقال‌ می‌دهد و پیامبر هم‌ با توجه‌ به‌ علم‌ پیشین‌ خود از معارف‌ غیبی‌ قرآن‌ و انتقال‌ دوباره‌ آن‌ به‌ وسیله‌ جبرئیل، قرآن‌ را از وجود مثالی‌ به‌ وجودی‌ ماد‌ی‌ یعنی‌ لفظی‌ تنزل‌ می‌دهد و در واقع، همه‌ وجود قرآن‌ از اول‌ تا آخر به‌ صورت‌ عقلی‌ در ذات‌ الاهی، سپس‌ در حقیقت‌ محمدیه‌ پیش‌ از نزول‌ تحقق‌ داشته‌ است‌.